الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
99
الغدير ( فارسي )
على بن حسين شاهد دفن او بوده است ، خبر داد و سيّد از آئين خود دست برداشت و از اعتقادش استغفار كرد ، و چون حق بر او آشكار شد ، به سوى حق باز آمد و به امامت گرويد . عبد الواحد بن محمد عطار ( رض ) براى ما حديث كرد و گفت : على بن محمّد بن قتيبه نيشابورى ، براى ما حديث كرد و گفت : حمدان بن سليمان از قول محمّد بن اسماعيل بن بزيع ، از قول حيان سراج ، براى ما حديث كرد و گفت : از سيد بن محمّد حميرى شنيدم كه مىگفت : من قائل به غلوّ و معتقد به غيبت محمّد بن على ملقب به ابن حنفيّه بودم و روزگارى را در اين گمراهى گذراندم ، تا آنكه خداوند به عنايت امام صادق جعفر بن محمّد ( ع ) بر من منّت نهاد و مرا از آتش دوزخ رهانيد و به راه راست هدايت كرد و چون دلائلى از آن امام ديدم كه مسلم شد كه او حجت راستين خدا بر من و بر همهء مردم روزگار خويش است و امامى است كه خداوند طاعتش را فرض و اقتداء به وى را واجب دانسته است . از او پرسيدم و گفتم : اى پسر رسول خدا ! دربارهء غيبت و درستى وقوع آن ، اخبارى به ما رسيده است ، به من بگوئيد كه اين غيبت براى چه كسى پيش مىآيد ؟ فرمود : براى ششمين فرزند من كه دوازدهمين امام پس از پيغمبر است . نخستين پيشوا از اين دوازده تن ، على بن ابى طالب و آخر آنها قائم به حق ، بقية اللَّه فى الارض و صاحب الزّمان است . به خدا سوگند ! اگر او ، در غيبت خود به اندازه اى باقى بماند كه نوح در قومش ماند ، از دنيا نمىرود ، مگر آنكه ظهور كند و جهانرا از عدل و داد پر كند ، آنچنانكه از ظلم و جور پر شده است ، سيّد گفت : چون اين سخن را از سرورم جعفر بن محمّد صادق ( ع ) شنيدم ، به دست امام توبه كردم و قصيده اى سرودم كه آغازش چنين است : چون مردم را در دينشان گمراه ديدم ، به نام خدا به جعفريان پيوستم و جعفرى شدم به نام خدا خداى بزرگ ندا در دادم ، و يقين دارم كه مرا مىبخشد و مىآمرزد . به آئينى غير از آئينى كه داشتم گرويدم ، و سرور خلق ، جعفر مرا از دين پيشينم